سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و چون دهقانان انبار هنگام رفتن امام به شام او را دیدند ، براى وى پیاده شدند و پیشاپیش دویدند . فرمود : ] این چه کار بود که کردید ؟ [ گفتند : عادتى است که داریم و بدان امیران خود را بزرگ مى‏شماریم . فرمود : ] به خدا که امیران شما از این کار سودى نبردند ، و شما در دنیایتان خود را بدان به رنج مى‏افکنید و در آخرتتان بدبخت مى‏گردید . و چه زیانبار است رنجى که کیفر در پى آن است ، و چه سودمند است آسایشى که با آن از آتش امان است . [نهج البلاغه]
 
سه شنبه 90 اردیبهشت 6 , ساعت 2:3 عصر

رواندرمانی مبتنی بر « تاب آوری»[1]
ساز و کار«انگیزش»[2] در جانوران بر دوش سامانه آدرنرژیک قرار گرفته است.

سیستم آدرنرژیک یا سمپاتیک بدن جانوران، در هنگام رویارویی جانور با عامل مزاحم یا مخاطره آمیز بیرونی فعال می شود و جانور را برمی انگیزد تا یکی از دو گزینه«ستیز» یا«گریز»[3] را برگزیند. در این هنگام، جانور یا درگیر حذف عامل مزاحم می شود یا خود را از عامل مزاحم دور می کند و در هر دو صورت به آرامشی فوری دست می یابد. این آرامش فوری بازخورد مثبت[4] به  سیستم عصبی مرکزی می دهد و در نتیجه ، از طریق«شرطی سازی عامل»[5]جانور تقویت می شود که در هر مواجهه با عامل ناخوشایند بیرونی از دوگانه«ستیز- گریز» استفاده کند.

بسته به این که نخستین پاسخ های آرامش بخش جانور«گریز» باشد یا«ستیز»، جانور براساس سازوکار«نقش پذیری»[6]استراتژی مقابله ای[7]خود را برمی گزیند. چنین الگوی رفتاری به طور شایعی در انسان ها نیز مشاهده می شود. در واقع انسان با این الگوی رفتاری همچنان یک موجود حیوانی[8]باقی می ماند با این تفاوت که الگوی«ستیز- گریز» او پیچیده تر و نهانی تر[9] می گردد.

در واقع ، این الگو گرچه از دیدگاه «حفظ بقا»[10] کارآمد و مقرون به صرفه است و موجب حفظ انسان به عنوان یک«گونه»[11] می شود، از دیدگاه«رشد شخصی» الگویی ناکارآمد است و انسان با این رویکرد، حداکثر یک حیوان باهوش[12] خواهد بود نه یک حیوان معنوی[13].

از نظر نگارنده، روان درمانی های معطوف به تغییر هیجان(یا به تعبیر عامیانه تر از حال بد به حال خوب) همگی روش هایی هوشمندانه برای مواجهه(ستیز) یا اجتناب(گریز) را در مقابل محرک های مزاحم ارائه می دهند و در نهایت منجر به هوشمندتر عمل کردن این موجود حیوانی خواهند شد.

در روان درمانی معطوف به«تاب آوری» ، هدف تسهیل و توسعه مهارت های«ستیز- گریز» نیست بلکه هدف بیرون آوردن انسان از این«دوگانه حیوانی»[14] است. در این رویکرد به جای تلاش برای بیرون آوردن انسان از«رنج»[15] چه با مهارت های عملی(همچون تن آرامی)[16] و چه با مهارتهای ذهنی(همچون بازسازی شناختی[17] یا تغییر چارچوب[18])، انسان تشویق می شود تا در رنج خود بماند، بدون اینکه اقدامی صورت دهد. این رویکرد که شاید برای اولین بار در«تائو ته چینگ»[19]نوشته «لائوتزو»[20] حکیم چینی با عنوان«عمل با بی عملی»[21] معرفی شد، به جای تلاش برای رفع رنج، موفق به تربیت انسانی فراحیوانی[22] می گردد.

برخی روش های مبتنی بر « تاب آوری »

ادامه مطلب...


لیست کل یادداشت های این وبلاگ